به من ربطی ندارد که فمینیستها در وبلاگشان چه چیزی مینویسند. آنها آزادند که از نگفتههایشان بنویسند، از زندگی خصوصیشان، از خاطرات داخل رختخوابشان؛ بگذار به خیال خودشان تابوشکنی کنند، یا هویت زنانه را آشکار کنند. به من هیچ ربطی ندارد. البته طبیعیست که من به عنوان یک آدم مذهبی از بازی تهوعآوری که فضای کثیف وبلاگستان را کثیفتر میکند نگران باشم. اما امیدوارم یک چیز برای کسانی که سادهلوحانه دلسوزی جماعت فمینیست را باور کردهاند روشن شود و بدانند که اینها چه موجوداتی هستند؛ بدانند کسانی که مهمترین دغدغهشان مسائل مربوط به پایینتنه است نمیتوانند داعیهی دفاع از حقوق زنان داشته باشند، آن هم در ایران ِ اسلامی؛ بدانند که جنبش ِ حقطلبانه از داخل رختخواب نمیتواند هدایت شود. از این بابت خوشحالام که جماعتِ فمینیست خودشان دارند دستِ خودشان را رو میکنند و برای به رخ کشیدن حماقتشان مسابقه گذاشتهاند؛ بیهیچ زحمتی دارند در لجنزار متعفن ِ تمدن غرب فرو میروند و چهرهی واقعی ِ بهشت موعودشان را که حیوان و انسان در آن برابرند نمایان میکنند. از این بابت واقعا باید خوشحال بود.
