نامگذاری سالها به طور رسمی و به شکل کنونی از سال 1378 آغاز شد که در 4 سال اول به مناسبتهای خاص آن سال اختصاص داشت. مثلا سال 78 به مناسبت یکصدمین سال تولد امام خمینی، نام ایشان را به خود گرفت. بعد از این 4 سال نامگذاری سالها براساس موضوعات عمومی بود؛ مثل نهضت خدمترسانی به مردم (82)، پاسخگویی سه قوه (83)، همبستگی ملی و مشارکت عمومی (84) و ...
چند نکته و سوال در مورد نامگذاری سالها به نظر میرسد:
یک. چه ملاکهایی برای انتخاب نام یک سال وجود دارد؟ آیا انتخاب نام، به عهدهی یک گروه کارشناسی است یا نظر شخصی رهبر انقلاب است؟ البته در درایت و تیزبینی رهبر انقلاب شکی نیست اما شاید برای هر شخصی سوال باشد که نامگذاری سالها بیان کنندهی دغدغهها و نظرات شخصی رهبری است یا نتیجهی یک کار گروهی و محصول فکر و اندیشهی افرادی؟
دو. احتمالا به غیر از سالهایی که نام آنها به مناسبت خاصی انتخاب شده در بقیهی سالها، اهمیت یک موضوع نام آن سال را مشخص کرده است. با توجه به این که همه موضوعات مطرح شده در نامگذاری سالها اهمیت زیادی داشتهاند و قاعدتا باید توجه دایمی به آنها داشت این سوال را باید پرسید که آیا نامگذاری یک سال به نامی خاص، غفلت از موضوعات مهم دیگر را باعث نمیشود؟ مثلا امسال که با انتشار فیلم ضدقرآنی فتنه و آغاز موج جدید اهانتهای غرب به اسلام شروع شد ضرورت انسجام و اتحاد اسلامی بیشتر از هر زمانی احساس میشود. این در حالی است که در سال گذشته که سال انسجام اسلامی بود حرکت چشمگیری در این زمینه صورت نگرفت؛ وای به امسال که از اسم انسجام اسلامی هم دیگر خبری نیست!
سه. نامگذاری سالها چون از سوی بالاترین مقام کشور انجام میشود معمولا بحث و کنکاشی پیرامون آن انجام نمیشود. در حالی که بدون بحث و بررسی جوانب موضوع نمیتوان راهکارهای عملی تحقق دغدغههای نهفته در نامگذاری سالها را پیدا کرد. حتا نظرات مخالف هم به طور جدی باید مورد توجه قرار گیرد و به منزلهی ضدیت با رهبری تلقی نشود. همانطور که شخص رهبری نیز در سخنان چندی پیش خود در دیدار با دانشجویان صراحتا بیان داشت که: "اعتراض به نظرات خاص رهبری، ضدیت با رهبری نیست." و نیز: "مطالبه كردن با دشمني كردن فرق دارد. اينكه ما گفتيم گاهي اوقات معارضهاي با مسؤولان كشور نشود، معارضه نبايد بشود، اين به معناي انتقاد نكردن نيست. به معناي مطالبه نكردن نيست. دربارهی رهبري هم همينجور است."
چهار. شاید به نظر برسد که کمترین فایدهی این کار به تکاپو انداختن مسؤولان و نهادهای دولتی است. نامگذاری سالها میتواند توجه مسؤولان را به موضوع خاصی برانگیخته و آنها را در اهتمام به آن موضوع، به فعالیت وادار کند. البته این فایدهی خوبی است و کاش که همینطور باشد. اما آن چیزی که در عمل مشاهده میشود غیر از این است. نهادها و سازمانهای دولتی معمولا به ارائهی کارنامهی کاری و شرح فعالیتهای خود علاقهی زیادی دارند. همین علاقه موجب شده است که در رابطه با موضوع نامگذاری سالها به اقدامات سطحی و بیفایده مثل تهیهی بولتن، برگزاری سمینارها و همایشهای مختلف و صرفا برای پُرکردن کارنامهی خود روی بیاورند. مشاهدهی این سوتیتر تکراری در تبلیغات نهادهای دولتی عادی شده است که مثلا: سازمان فلان به مناسبت سال پیامبر اعظم برگزار میکند! حالا مهم نیست که برنامهی برگزار شده ربطی به سال پیامبر اعظم داشته باشد یا نه. مثلا میتواند یک مسابقهی دوی همگانی باشد! مهم این است که این برنامه در سال پیامبر اعظم برگزار شده و لابد در راستای تکریم این سال است!
پنج. مشکل دیگر در نامگذاری سالها، ظاهرسازی مسؤولان و سیاستگذاران نظام است. بعد از پیام نوروزی رهبر انقلاب در هر سال و اعلام نام آن سال، مسؤولان چنان در مورد آن نام صحبت میکنند که گویی سالهاست دغدغهی قلبی آنها بوده است و قول میدهند که همهی توان سازمان متبوع خود را صرف تحقق این دغدغه کنند! وعدهای که مثل هزاران وعدهی دیگر بینتیجه میماند!
شش. به نظر میرسد که باید یک بازنگری کلی در موضوع نامگذاری سالها صورت گیرد. چون آنچه مشاهده میشود بیتاثیر بودن شکل کنونی نامگذاری است و احتمالا در سال نوآوری لازم است در نامگذاری سالها هم یک نوآوری شکل گیرد. از طرفی این موضوع، توجه جدی اصحاب فرهنگ و اندیشه را میطلبد تا هم دغدغههای مطرح شده در پس این نامگذاری جامهی عمل به خود بپوشاند، هم اقدامات سطحی و تبلیغات ظاهری، موضوع مطرح شده را لوث نسازد و هم ضرورتهای ملی و مذهبی، در نامگذاری سالها نقش پررنگتری داشته باشد. والسلام
