پیام آخرین دفاعیات مسعود شصتچی در سریال مرد هزار چهره این بود که: "افراد خطاکار و مسؤولین وظیفهنشناس لزوما آدمهای بدی نیستند. گاهی تحت تاثیر شرایط خود را فراموش میکنند و یادشان میرود که کجا هستند و چه کارهاند. اما مردم آنها را میبخشند به شرطی که ... به شرطی که به قصور خود اعتراف کنند، خطاهای خود را توجیه نکنند، از پاسخ دادن فرار نکنند، و در مقابل مردم به خاطر اشتباهاتشان سر به زیر باشند." باید مسؤولین را موظف کنیم که دیالوگ پایانی مرد هزار چهره را هر شب یک بار با خود تکرار کنند!
مرد هزار چهره نمونهی عالی و حرفهای یک طنز سیاسی و سالم بود و باید مدیران صدا و سیما را به خاطر پخش این مجموعه ستود. کارهای مهران مدیری همیشه یک سر و گردن از همهی کارهای طنز تلویزیونی بهتر بوده و مرد هزار چهره قطعا بهترین نمونهی این نوع طنز و خاطرهای به یاد ماندنی در ذهن ایرانیان خواهد بود.
بسیاری از ضعفهایی که نیروهای ارزشی به بهانهی تضعیف نظام از کنار آن عبور میکردند و نیروهای منتقد حکومت (اصلاحطلبان و اپوزوسیون) انتقاد از این ضعفها را به اغراض سیاسی و عقدهگشاییهای شخصی میآلودند و طنازان این مملکت آن را با لودگی و دلقکبازی به گند میکشیدند در "مرد هزار چهره" به خوبی بیان شد.
البته طبیعی است که یک سریال مخصوصا اگر رنگ و بوی سیاسی هم داشته باشد و مخصوصا اگر طنز باشد مخالفانی هم خواهد داشت. برداشتها و تحلیلهای مختلف از یک مجموعهی طنز طبیعی است. اما گاهی تحلیلهای عجیبی دیده میشود که نمیتوان آن را یک تحلیل طبیعی دانست. مثل این یکی که یکی از برادران ارزشی نوشته است: این آقا همه چیز را مسخره میکند و کاملن مشخص است خیلی جا ها دارد به حکومت میزند و روی سخنش نظام جمهوری اسلامی است!!! و جا داشت که هزار تا علامت تعجب هم بگذارم.
اولا مسخره کردن، طبیعت طنز است. طنز سرمقالهی یک روزنامه نیست که شسته و رفته بیان شود. ممکن است در این مسخرهبازی اغراق هم بشود که باز جزئی از طنز است. آقایان خیال میکنند که انتقاد همیشه باید با ادبیات رسمی و روزنامهای بیان شود.
ثانیا چه اشکالی دارد که یک منتقد ولو در قالب طنز، روی سخناش با جمهوری اسلامی باشد؟ خیال ندارید که بگویید نظام جمهوری اسلامی بدون عیب و ایراد است؟ چطور ما حق داریم مثلا تندترین انتقادات را از صدا و سیما که تحت نظارت مستقیم رهبری است بکنیم اما یک نفر در صدا و سیما حق ندارد مثلا از نیروی انتظامی انتقاد کند؟ این چه عدالتی است؟ تا کِی باید زیر تقدس خیالی جمهوری اسلامی، ضعفها را بپوشانیم؟
یک روزی قرار بود در این مملکت، مارکسیستها هم در ابراز عقیده آزاد باشد. اما حالا مسلماناش هم حق ندارد از حکومت کشورش انتقاد کند؟ مگر حق حکومت بر مردم این نیست که کجیهای او را تذکر دهند، که او را امر به معروف کنند، که حاکمان را نصیحت کنند، که از حاکمان پاسخ بخواهند؟ حکومت و حاکمان حتا یک نظام اسلامی مگر که هستند که نباید یک سریال طنز روی سخناش با آنان باشد؟ آن هم سریال طنزی که نه در یک تلویزیون ماهوارهای که از فیلتر صدا و سیما عبور کرده و پخش میشود. و وقتی خودیها هم حق انتقاد نداشته باشند وای به حال نخودیها!!!
من امیدوارم مرد هزار چهره آخرین کار مهران مدیری در تلویزیون نباشد که به احتمال قوی خواهد بود. سازندگان مرد هزار چهره احتمالا تاوان جسارتشان را با اخراج از تلویزیون خواهند پرداخت و این اتفاق تلخی خواهد بود.
لینکهای مرتبط:
مرد هزار چهره آخرین کار مهران مدیری در صدا و سیما؛ کلاشینکف دیجیتال (+)
آدم اشتباهی؛ دیالوگ پایانی مرد هزار چهره (+)
مهران مدیری؛ مرد هزار چهره؛ یک پست جامع و کامل (+)
نوروز و تکیه کلامی نو میان مردم (+)
پیام سیاسی مرد هزار چهره چیست؟ (+)
-----------------------------------------
پینوشت نامربوط:
آدم میمونه که چی بگه. این همه تعریف و تمجید از یک آدم معتادِ شرابخوار اون هم از طرف رئیس جمهور یک مملکت اسلامی چه معنی داره؟ حالا مثلا مارادونا چه آدم مهمی بوده که حمایتاش از استکبارستیزی! مردم ایران این همه مسؤولین سادهلوح ایرانی رو به وجد آورده؟ آقای رئیس جمهور از شما انتظار نداشتیم.
خبر مرتبط: پیام احمدینژاد به مارادونا و تشکر از پیراهن
