تبليغاتX
نقطه صفر - حقیقت، قربانی مصلحت!؟

روزی که گذشت نهم ربیع‌الاول، روز آغاز امامت ولی الله الاعظم، حضرت حجة بن الحسن (روحی لتراب مقدمه الفداء) و نیز عیدالزهراء، روز نابودی دشمن اهل بیت (لعنت الله علیه) و روز شادی دل نازنین حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود.

شهید مطهری در مقدمه‌ی کتاب امامت و رهبری می‌نویسد: "ما خود شيعه هستيم و افتخار پيروي اهل بيت عليهم السلام را داريم. کوچکترين چيزي حتي يک مستحب و يا مکروه کوچک را قابل مصالحه نميدانيم. نه توقع کسي را در اين زمينه مي پذيريم و نه از ديگران انتظار داريم که به نام مصلحت و به خاطر اتحاد اسلامي از يک اصل از اصول خود دست بردارند." و در ادامه: "... طرفداری از تِز اتحاد اسلامی، ایجاب نمی‌کند که در گفتن حقایق کوتاهی شود. آن‌چه نباید صورت گیرد کارهایی است که احساسات و تعصبات و کینه‌های مخالف را برمی‌انگیزد، اما بحث علمی سر و کارش با عقل و منطق است نه عواطف و احساسات." و باز در ادامه: "علی علیه السلام، از اظهار و مطالبه‌ی حق خود و شکایت از ربایندگان آن خودداری نکرد، با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامی را مانع آن قرار نداد. خطبه‌های فراوانی در نهج‌البلاغه شاهد این مدعاست ..."

اتحاد اسلامی یک مصلحت و یک ضرورت اجتناب ناپذیر مخصوصا در زمان ماست که دشمنان از اختلاف فرق اسلامی سود می‌بَرد. اما ...

اما در مقابل این مصلحت، حقیقتی هم هست که به اعتقاد من نباید قربانی شود و اصولا مصلحتی که باعث کتمان حقیقتی شود ارزشی ندارد.

در تاریخ اسلام هیچ ایامی را به حساسیت روزهایی که در آن قرار داریم نمی‌توان پیدا کرد. ریشه‌ی تمام انحرافات اسلام و همان تفرّقی که پیامبر از آن خبر داده بود را باید در همین روزها جستجو کرد. اما در نهایت تاسف، این قطعه از تاریخ اسلام به بهانه‌ی مصلحتی به نام "اتحاد اسلامی" حذف شده است. ظهور فردی به نام "یزید" و وقایع محرم سال 61، مولودِ بدعتی بود که در این ایام و به دست چند تن از صحابه‌ی پیامبر گذاشته شد. حالا اگر قرار باشد یک بحثِ علمی درباره‌ی علت قیام عاشورا صورت گیرد چه باید کرد؟ اگر به بهانه‌ی مصلحت، نتوان حقایقی را بیان کرد این بحث چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟ جواب می‌دهم: هیچ!

من فکر می‌کنم که بسیاری از این مصلحت‌سنجی‌ها، بی‌جاست. قرآن، روایات، تاریخ و منابع خود اهل سنت، باید حجّت را لااقل بر علمای آن‌ها تمام کرده باشد و باید فهمیده باشند که حقیقت چیست. مطلب به قدری واضح است که حتی من ِ کم‌عقل بی‌سواد هم می‌فهمم که جریان خلافت بعد از رحلت پیامبر، یک جریان انحرافی است و اگر بزرگان آن‌ها نمی‌فهمند یا خود را به نفهمی زده‌اند دلیل نمی‌شود که ما هم مراعات حال‌شان را بکنیم! مخصوصا که بدانیم بعضی از این برادران اهل سنت، از آبِ واقعا گِل‌آلود وحدت ماهی می‌گیرند و ما هرچه سکوت می‌کنیم آن‌ها بر جهل‌شان اصرار می‌کنند! و تاسف‌بارتر شیعه‌نمایانی هستند که آش ِ اتحاد اسلامی را چنان شور کرده‌اند که هم‌داستان با برادران سنی، به عمل شریف تطهیر خلفا مشغول هستند. که حضرت صادق علیه السلام، فرمود: كسی كه نفهمد و نشناسد آن چه را كه بر ما وارد شد و از ظلمی كه بر ما روا شد و حقی كه از دست ما رفت و ... پس او شریك با ظالمین است. (بحار، ج ۲۷، ح ۱۱) 

ان‌شاءالله با ظهور منتقم خون حضرت زهرا (سلام الله علیها)، تمام حقایق  روشن شده و وحدت اسلامی به معنای واقعی کلمه محقق خواهد شد. اللهم عجّل لولیک الفرج.

 

----------------------------------------

برای سالی که رفت:
ان الانسان لفی خسر. سال 86، نه سال خیلی خوبی بود و نه سال خیلی بدی. اما مثل همیشه افسوس باید خورد بر روزهای رفته از عمر که در بطالت و شهوت جوانی گذشت و نفس‌هایی که به شماره می‌افتد و قدم‌هایی که به سوی مرگ می‌رود.
سال ۸۶ با همه‌ی بدی‌ها و خوبی‌هایش به هر حال تمام شد و بهار دیگری از راه رسید.
روایتی را از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نقل کرده‌اند که گرچه اعتبار سندی هم نداشته باشد اما تذکری است بس شگرف: "اذا رأیتم الربیع، فاکثروا ذکر النشور."
بهار، مرگ، قیامت، رستاخیز، محشر، حساب، سؤال، شفاعت، و ... بهشت. ان شاء الله همه در کنار هم.
هر بدی، بی‌احترامی، بی‌ادبی از ما دیدید به بزرگی خودتان گذشت کنید که خدا ازتان بگذرد.
یک حرف‌هایی را یک جاهایی باید نمی‌گفتیم و گفتیم و کارهایی را باید نمی‌کردیم و کردیم. واجبی را ترک کردیم و حرامی را مرتکب شدیم. حق کسی را ضایع کردیم. ظلم کردیم به خودمان. در ادای تکلیف کوتاهی کردیم. چشم و گوش و دهان‌مان را آلوده کردیم. از یاد تو غافل بودیم و حق بندگی‌ات را به جا نیاوردیم. همه را به فضل و کرم‌ات ببخش که پشیمانیم و بر قصور خود معترف. یا ارحم الراحمین.
سال خوبی داشته باشید

برای طه: مطلبی که قول داده بودم را نوشته‌ام اما فرصت و مناسبت‌اش پیش نیامد. در اولین فرصت حتما خواهم نوشت.

+ نوشته شده توسط جواد نقي‌زاده در 86/12/28 و ساعت |