بسم الله الرحمن الرحیم
دو ماه پیش نوشتم:
آیا پایگاه وبلاگنویسان ارزشی، تعریف صحیحی از ارزشی بودن را ارائه خواهد داد؟ امیدواریم.
و اینطور جواب دادند:
"دغدغه ما فقط مسائل سیاسی نیست و فرهنگ و حفظ و حراست از فرهنگ اسلامی و نیز فرهنگ عمومی جامعه دغدغه اصلی ماست و به امید خدا و با همکاری شما دوستان ارزشی بتوانیم جبهه مستحکمی را در برابر تهاجم فرهنگی نظام سلطه ایجاد کنیم."
و امروز:
راست میگفتند. دغدغهشان فقط مسائل سیاسی نبود. گاهی در مناسبتهای خاص مطالب "عمیق" دینی! مثل زندگینامه یا احادیث امامان را هم لینک میکنند. اما سیاست! این سیاست بیپدر و مادر خیلی جذابتر از این حرفهاست. یک سر به پایگاه وبلاگنویسان ارزشی بزنید تا تعریف جدید ارزشی بودن را متوجه شوید. ارزشی یعنی کسی که اصولگرا باشد؛ از نظام و دولت تعریف کند؛ صدا و سیما را به باد ناسزا بگیرد؛ قالیباف را بکوبد؛ اصلاح طلبان را به خاک بمالد؛ خبرنگار مسلمان باشد؛ فاطمه رجبی باشد؛ و ...
به جای این که جبههی مستحکمی در برابر تهاجم فرهنگی نظام سلطه ایجاد کنند، سنگر مقابله با جریانهای سیاسی را به پا کردهاند. خیال میکنند که استکبار، کار و بارش را ول کرده و دارد دولت و نظام را تخریب میکند. نمیدانند که همهی اینها بازی است تا سر ِ من و تو و خودشان گرم شود و همان کاری را بکنند که میخواهند. جهادِ مجازی میکنند اما خبر ندارند که در سایهی همین دنیای مجازی چه بر سر ِ ایمان و اعتقاد جوانها میآید. فکر و ذکرشان شده انتقام گرفتن از اسرائیل به تلافی ترور یک فرماندهی مقاومت؛ غافل از این که اینجا دارند باورهایمان را ترور میکنند. از رُشد وبلاگهای ضدانقلاب و ضدنظام خشمگین و نگران میشوند اما از سمپاشیها و شبههپراکنیهای دینستیزان، خم به ابرو نمیآورند. هر روز و هر ساعت صدها آیهی شیطانی در این دنیای مجازی (و به قول خودشان میدان جهاد) نازل میشود اما هنوز هم چسبیدهاند به سلمان رشدی ملعون که چرا کسی اعداماش نمیکند؟ یکی نیست بگوید سلمان رشدی مُرد، رفت. سلمان رُشدی امروز را بچسب!
این درد را به کجا باید بُرد؟ چرا خط قرمزها را جا به جا کردهایم؟ چرا نمیفهمیم که اگر انقلابی هم هست از صدقه سر عاشوراست ؟ چرا این همه تحریف و بدعت در دین خدا، رگ غیرتمان را نمیجنباند اما تا یک انتقادی و گیرم توهینی به انقلاب میشود دیوانه میشویم؟ این مسلمانی را از کجا آوردهایم؟ چرا از بزرگداشت یک صوفی با آن همه تبلیغات و سر و صدا در این مملکت به خشم نمیآییم اما جشن تولد ملکهی یک کشور اروپایی را (آن هم در محفلی خصوصی)، پیراهن عثمان میکنیم؟ چرا صدای کسی که از سادگی و نه از روی غرض، انتقاد میکند را خفه میکنیم؟ چرا این ارزشیها به وزارت ارشاد اعتراض نمیکنند که به چه حقی برای اینترنت قانون وضع میکند؟ (البته تعجبی هم ندارد؛ چون هنوز دندان این قانون، پاچهی خودشان را نگرفته! خودشان حق دارند هر فحش و ناسزایی را بنویسند اما ...)
والله اگر اسلام آمریکایی منحرف باشد، این اسلام ما منحرفتر است. باید هم در مقابل کسانی که اسلام انقلابی را فرقهای جدید میدانند سکوت کرد. آخر این چه اسلامی است؟
-----------------------------------------------------
مرا ببخشید. دلم پر بود. بیشترش را البته سانسور کردم. چون ممکن بود به مقدسات اختراعی آقایان ضربه بخورد! بگذریم.
یک توضیح: مدت ها بود که دنبال چنین قالبی می گشتم. تا این که خودم دست به کار شدم و این قالب رو با دستکاری یکی از قالبهای میهنبلاگ درست کردم. با این حال خیلی متفاوتتر از قالب اصلیه. دوستان طراح لطفا اعلام نظر بفرمایند. همچنین اگه سرعت بالا آمدن وبلاگ خیلی کُنده تذکر بدید که اصلاح بشه. ممنون.
