تبليغاتX
نقطه صفر - به خانه برمی گردیم

من مخالف حضور زنان در اجتماع نیستم. مخالف کار کردن اون‌ها هم نیستم. (حالا می‌گید مثلا اگه مخالف بودی چه غلطی می‌کردی؟)

ولی مطالبی که نوشتم و می‌نویسم خلاف این رو نشون می‌ده. بیشتر کسانی که به نظرات من اعتراض دارن این استدلال رو می‌کنن که تو استعدادهای زنان رو نادیده می‌گیری. خدا یه استعدادهایی به زن داده که باید از اون‌ها استفاده کنه.

قبلا نوشته بودم که زنان، مگر در مواقع ضرورت بهتره که از حضور در محیط‌های مختلط خودداری کنند. چون اعتقاد دارم که اختلاط، خواه ناخواه مفسده‌انگیز هست. حتا در یک جمع معتقد و مذهبی هم این مفسده می‌تونه به وجود بیاد و اتفاقا در اون محیط چون علنی نیست و به اصطلاح بی سر و صداست و با کلاه‌های شرعی توجیه می‌شه خطرش می‌تونه بیشتر باشه. نکته‌ی مهم این‌جاست که این ضرورت رو چه کسی تشخیص می‌ده. باید یه ملاک‌هایی داشته باشیم.

اولا به چه دلیلی کار کردن در بیرون از خونه رو جزو استعدادهای زن حساب می‌کنیم؟ توی شرایط امروز جامعه‌ی ما اگه یک زن هدفش صرف کار کردن باشه خیلی بهتر از یه مردِ تحصیل‌کرده‌ی کاربلد می‌تونه کار پیدا کنه. اما آیا این کار استعدادهای زن رو شکوفا می‌کنه؟ لطفا دوستان معترض آرمانی به قضیه نگاه نکنند. جامعه‌ی امروز ما فرسنگ‌ها با جامعه‌ی آرمانی فاصله داره.

به نظر من زن می‌تونه کار بیرون از خونه رو انتخاب کنه؛ اما با رعایت یه قید و بندهایی. اگه این قید و بند نباشه ما هیچ فرقی با جوامع بی‌بند و بار غربی نخواهیم داشت. الّا این‌که ظاهر جامعه‌ی ما اسلامی خواهد بود اما در زیر این پوست اسلامی، همون بی‌بند و باری ریشه خواهد دواند! و یک روزی این پوست رو هم پاره خواهد کرد.

این قید و بندها چیه؟ یک؛ زن در تماس مستقیم و نزدیک با نامحرم نباشه. دو؛ کار متناسب با روحیات زنانه باشه (المرأة ریحانه لیست بقهرمانه). سه؛ به وظایف اصلی یک زن (خانه‌داری و همسرداری) صدمه نزنه؛ چهار؛ مهم‌تر از همه کرامت زن حفظ بشه. اگه به هر علتی این قید و بندها رعایت نشه زن "نباید" کار بیرون از خانه بکنه. این اصل، منحصر به کار هم نیست. حضور در هر جمع مختلطی باید تابع این قید و بندها باشه. هر روز با چشم خودمون می‌بینیم که زنان شاغل در محیط‌های مختلط با چه مشکلاتی مواجه هستند. به چه کارهایی واداشته می‌شن. چه‌طور کرامت و ارزش اون‌ها لگدمال می‌شه. و این فقط به دلیل زیر پا گذاشتن همون قید و بندهاست.

ثانیا باید تعریف کنیم که وظیفه‌ی اصلی یک زن چیه و باور کنیم که خداوند محل شکوفایی استعدادهای یک زن رو مشخص کرده. زن لزوما با حضور فیزیکی در جامعه، نقش اجتماعی خودش رو ایفا نمی‌کنه. چه بسا که این حضور فیزیکی، اثرگذاری اجتماعی یک زن رو از بین ببره. چون بسیار اتفاق می‌افته که حضور زن در محیط اجتماع، ساقط شدن زنانگی او رو در پی داره و فی‌الواقع دیگه زن نیست. جامعه‌ی انسانی به تاثیر زن و روحیات زنانه، احتیاج داره. حضور فیزیکی زن در یک جمع مختلط چون مستلزم هماهنگ شدن با اون محیط هست پس زنانگی زن رو از بین می‌بره و تاثیر زن به اندازه‌ی یک مرد و حتا کمتر از اون خواهد بود. این‌جاست که ما جامعه رو از یک حق طبیعی یعنی حق استفاده از زن بودنِ زن محروم می‌کنیم.

وظیفه‌ی اصلی یک زن، حفظ بنیان خانواده است. همسرداری و خانه‌داری، اون چیزی نیست که جامعه‌ی ما تصور می‌کنه. به این جمله توجه کنید: "همسرداری، نوکری همسر نیست. بلکه تربیت همسره." این تعریف چه قدر فاصله داره با تصور رایج؟

نکته‌ی جالب این‌جاست که این تعریف دوطرفه هم نیست. یعنی بهتره این‌طور اصلاح کنیم که "شوهرداری، نوکری شوهر نیست. بلکه تربیت شوهره." حالا با این تعریف اگه زن هم مانند مرد حضور همه‌جانبه توی اجتماع داشته باشه، سنگر تربیتِ جامعه خالی می‌مونه. حتا اگه جای زن و مرد در خانه و اجتماع رو هم عوض کنیم، مرد نمی‌تونه از عهده‌ی تربیت جامعه بربیاد. زن درواقع مربّی جامعه است و اگر این وظیفه‌ی خودش رو به خوبی انجام بده، خروجی اون مردانی خواهند بود که جامعه‌ای سالم رو به ارمغان خواهند آورد. فکر می‌کنید چرا فضای شهرهای ما این‌قدر برای زنان و دختران ناامن شده؟ و این امنیت رو چه کسانی برهم می‌زنند؟

مطالب مطرح شده در مورد همسرداری، برای بچه‌داری هم به طریق اولی‌تر صادق هست.

ثالثا به اعتقاد من سست‌ترین استدلالی که مدافعانِ مذهبی حضور زن در اجتماع مطرح می‌کنن، قضایای تاریخی مربوط به حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) در دفاع از کیان ولایت و ماجراهای بعد از قیام عاشورا و نقش حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) در اون ماجراها هست. فکر می‌کنند که این اتفاقات در یک سیر طبیعی و مثلا برای شکوفا شدن استعدادهای اون بزرگواران افتاده!!! بزرگ‌ترین درسی که از این اتفاقات می‌گیریم موقعیت‌شناسی و نکته‌سنجی در لحظات حساس هست. چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها)یی که می‌فرمود بهترین زنان آن‌ها هستند که نامحرم آن‌ها را نبیند و آن‌ها هم نامحرم را نبینند، در چنین موقعیتی میاد بین اون همه مردِ نامحرم و برای دفاع از امام‌اش (و نه شوهرش) پیش‌قدم می‌شه؟ چرا حضرت زینب (سلام الله علیها)ی که همیشه محارمش احاطه‌اش می‌کردن این‌طور در مقابل مردان پلید و شیطان‌صفت فریاد می‌کشه و هراسی به دل راه نمی‌ده؟ چه‌قدر بچه‌گانه فکر می‌کنند کسانی که این‌ها رو دلیل میارن برای توجیه کار کردن زنان و حضور پرشور و نشاط! اون‌ها در جامعه!

حرف آخر: گرچه خیلی از حرف‌ها نگفته موند ولی همین جا مطلب رو تموم می‌کنم. من اعتقاد راسخ دارم که خانه، امن‌ترین و سالم‌ترین محیط برای زن هست. حالا می‌خواید تعبیر "حبس زن در خانه" بکنید ازش. خانه، بهترین محل برای شکوفایی استعدادهایی است که خداوند حکیم در وجود زن قرار داده.

حضرت امیر (علیه السلام) فرمودند: "جهاد المرأة حسن التبعّل" جهادِ زن، خوب شوهرداری کردن است. حقوقی که امروز مذهبیون مثلا روشن‌فکر (برای نشان دادن لطافت و انعطاف اسلام!) از روی احساسات خودشون برای زن قائل می‌شن، نه تنها به شخصیت زن اضافه نمی‌کنه که کرامت او رو هم زیر سوال می‌بره و استعدادهای واقعی یک زن رو ضایع می‌کنه. باور کنیم که اسلام، بزرگترین مدافع حقوقِ زن هست.

مطلب مرتبط (+)

----------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت 1: پارسال بعد از آخرین سفر استانی دولت به اصفهان، روزنامه‌ی هم‌میهن با اشاره به تعداد کم جمعیت استقبال کننده این‌طور تحلیل کرد که دولت نهم یکی از پایگاه‌های مردمی خودش رو از دست داده. بعد به دنبال بحث بر سر تعداد استقبال کنندگان، مطلبی ظاهرا علمی چاپ شد توی همون روزنامه درباره‌ی تخمین تعداد افرادی که یک‌جا جمع می‌شن. صحبت، سر چند هزار و نهایت ده هزار نفر بود. خیلی دوست داشتم اون‌هایی که ادعا می‌کنن ولایت فقیه پایگاه مردمی نداره، یه تخمینی هم می‌زدن درباره‌ی این روزهای یزد. واقعا استقبال یزدی‌ها از رهبرشون باشکوه بود. من که هر بار می‌دیدم مو به تنم سیخ می‌شد.

 

+ نوشته شده توسط جواد نقي‌زاده در 86/10/16 و ساعت |