تبليغاتX
نقطه صفر - حقوق زنان و دوره ی گذار

به نام خدا

باز هم حقوق زنان! بحث حقوق زن از آن بحث‌هایی است که تاریخ مصرف ندارند و همیشه می‌توان حرف‌های تازه‌ای را در این باب مطرح کرد. همه‌ی ما به نوعی تجربه‌ی بحث با مخالفان و منتقدان حقوق اسلامی زن (فمینیست‌ها) را داشته‌ایم. استدلال ما معمولا این است که اسلام بیشترین ارزش را برای زن قائل شده و بالاترین حقوق را به او داده. حقیقت هم جز این نیست.

اما واقعیت چیز دیگری است. به نظر من به کار گرفتن این استدلال در عمل، بهترین جواب به مخالفان است. مشکل دقیقا همین جاست که در جامعه‌ی اسلامی ما، حقوق اسلامی زن ادا نمی‌شود. بنابراین ادعای مخالفان مبنی بر این‌که در حق زنان جامعه‌ی ما اجحاف می‌شود ادعای درستی است. اما فقط اصل این ادعا قابل قبول است و نه محتوا و جزئیات آن.

مخالفان می‌گویند جامعه‌ی ایران، مردسالار است. درست است. چون در نظر مردان ایرانی (مذهبیون سنتی) احقاق حقوق اولیه‌ی یک زن نه تنها بسیار عجیب به نظر می‌رسد بلکه اصلا آن‌ها را جزو حقوق زن به حساب نمی‌آورند؛ حقوقی مثل دریافت نفقه، حق مطالبه‌ی مهریه، حق‌الزحمه‌ی کار در خانه، حق زناشویی و بسیاری از حقوق دیگر که اسلام برای زن مقرر داشته. چون در این‌جا سنت و رسم و رسوم قومی است که نقش دارد نه مذهب. جالب‌تر این‌جاست که خودِ زنان هم به این تصور غلط دامن می‌زنند. زیرا در نظر آنان هم ادای این حقوق، مخالف عرف و عجیب به نظر می‌رسد. جمله‌ی "کی داده و کی گرفته" را ما که فقط از زبان خانوم‌ها شنیده‌ایم! بله جامعه‌ی ایران، مردسالار است؛ یعنی "بود". و حالا ادامه‌ی ماجرا.

نسل جدید دختران و پسران ایرانی، به شدت خواستار اختلاط در اجتماع هستند (فعلا جنبه‌ی منفی اختلاط مدّ نظر نیست). حضور در اجتماع و داشتن شغل برای دختر ایرانی تبدیل به یک حق طبیعی شده است. پسر ایرانی هم یا به دلخواه، یا به اجبار، یا به خاطر به دست آوردن دل یک دختر مخالفتی با این قضیه ندارد. امروز زنی که دوشادوش مردان بدود و عرق بریزد موفق‌تر است! مهندس شدن و پلیس شدن برای زن فضیلت به حساب می‌آید! تحصیل و اشتغال بدون قید، حق مسلم زن است! بچه‌داری و شوهرداری برای زن ننگ و عار است! خانه‌داری یعنی حبس زن در خانه! تمکین و تبعّل ظلم آشکار به زن است! زن باید روز به روز حقوق بیشتری را صاحب شود و حریص‌تر و طماع‌تر از قبل به دنبال احقاق حق از دست رفته‌ی خود باشد!

در خانواده‌های جوان ایرانی (و بسیاری از خانواده‌های سنتی که از شرایط جدید تاثیر گرفته‌اند) معاشرت و رفت و آمدهای خانوادگی زیر نظر زنان خانواده است. مسائل اقتصادی و خرج و دخل خانواده در اختیار زن است (مرد فقط باید پول دربیاورد)، بسیاری از رسم و رسومات در عین نارضایتی مردان، به اصرار و خواسته‌ی زنان انجام می‌شود؛ عروسی‌های پرخرج، میهمانی‌های تجملاتی، خرید لوازم خانه، ارتباطات خارج از خانه‌ی فرزندان و ... .

این وضعیت با شتاب دارد ادامه می‌یابد. در ادامه‌ی ماجرا، جامعه‌ی ایران زن‌سالار خواهد شد و مردان ایرانی، زن‌ذلیلانی بیش نخواهند بود؛ زن‌ذلیل به معنای کامل کلمه (نه آن‌طور که بعضی‌ها می‌گویند یعنی تفاهم!!!)

اکنون دوره‌ی گذار است؛ دوره‌ی تقابل دو دیدگاه سنتی و مدرن که اولی حق طبیعی زن را از گرفته و دومی حقوقی را به زن داده که اصولا حق او نیست. پدران ما و نسل قبلی در جامعه‌ای کاملا مردسالار زندگی کرده‌اند و آیندگان و نسل‌های بعد در جامعه‌ای کاملا زن‌سالار زندگی خواهند کرد. دیدگاه سنتی حذف خواهد شد (که البته باید حذف شود) و جایگزین آن دیدگاهی خواهد بود که به مراتب بدتر است. نسل کنونی نقش واسطه را بازی می‌کند و به واقع نسل بلاتکلیفی است. جامعه‌ی ما باید تکلیف خودش را با مسأله‌ی بغرنجی به نام "حقوق زن" روشن کند. نه فعالان حقوق زن (که عموما داعیه‌ی حقوق زن دارند نه دغدغه آن را)، نه نهادهای دولتی و غیر دولتی، نه قانون و بخشنامه، نه فرهنگ‌سازی مورد ادعای برخی صاحب منصبان، هیچ‌یک نمی‌توانند تصویر درستی از حقوق زن را ترسیم کنند. این دوگانگی و تناقض را باید خود جامعه اصلاح کند و مهم‌ترین نقش را در این اصلاح، خودِ زنان بر عهده دارند. به اعتقاد من تنها راه حل این مشکل بازگشت به اسلام و توجه به نقش زن و حقوق او در شریعت اسلامی است.


+ نوشته شده توسط جواد نقي‌زاده در 86/10/10 و ساعت |