از موعظه کردن و موعظه شنیدن بدم میاد. به نظرم موعظه مال آدم های تنبل هست که حوصله فکر کردن ندارن. باید همه چیزو بریزی تو قالب کلمات و جملات تا بتونن دریافت کنن.
عوض اش عاشق تلنگر و تذکرم. حال می کنم که یه جمله ای بشنوم یا روایتی کلمه قصاری بخونم که برم تو بحر تفکر. به این می گن هنر تلنگر زدن.
قرآن پره از این تلنگرها. ائمه معصوم ما هم (که قربونشون برم) استاد این هنر هستن. مثلا یه جمله می گه: "حب الدنیا رأس کل خطیئه" همین. سرنخو می ده دستت، دیگه خودت باید تا تهشو بری. از همین یه جمله یه دنیا حرف و حدیث میاد بیرون.
حالا چرا اینا رو می گم؟ یه روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نقل شده که به نظر من آخر تلنگره. به این مضمون: "بهترین جوانان امت من آنهایی هستند که جوانی نمی کنند"! واقعا هنره دیگه. نیست؟ جوان باشی و جوانی نکنی؟ این جاست که آدم فکر می کنه.
من عاشق تلنگرم.
حیفم اومد که در روز ولایت، یادی از این یار فداکار امیرالمومنین (که خیلی کم می شناسیم اش) نکنم.
فکر کردین چرا ائمه این دو مضمون رو یک جا ذکر نکردن؟ مثلا نگفتن شیعه ما ارزشش اینه، به شرطی که فلان و فلان. من فکر می کنم این بازم از اون هنرهای ائمه معصوم ما هست. به این می گن آموزش عملی خوف و رجاء؛ که فرمودن مومن باید بین خوف و رجاء باشه. هم امیدوار باش که بالاخره به خاطر محبتت یه ارزشی داری، هم این که حواست باشه به این آسونی ها نیست.
می دونیم که الغدیر تماما از منابع اهل سنت جمع آوری شده. حالا برای این که این کتاب رو بی اعتبار کنن اومدن تو چاپ های جدید کتاب های معتبر اهل سنت، اون قسمت هایی رو که توی الغدیر به اون ها استناد شده حذف کردن. توضیحی ندارم بگم. فقط نگاه کنید عمق بغض و کینه رو.
"الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابی طالب و اولاده المعصومین"
عوض اش عاشق تلنگر و تذکرم. حال می کنم که یه جمله ای بشنوم یا روایتی کلمه قصاری بخونم که برم تو بحر تفکر. به این می گن هنر تلنگر زدن.
قرآن پره از این تلنگرها. ائمه معصوم ما هم (که قربونشون برم) استاد این هنر هستن. مثلا یه جمله می گه: "حب الدنیا رأس کل خطیئه" همین. سرنخو می ده دستت، دیگه خودت باید تا تهشو بری. از همین یه جمله یه دنیا حرف و حدیث میاد بیرون.
حالا چرا اینا رو می گم؟ یه روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نقل شده که به نظر من آخر تلنگره. به این مضمون: "بهترین جوانان امت من آنهایی هستند که جوانی نمی کنند"! واقعا هنره دیگه. نیست؟ جوان باشی و جوانی نکنی؟ این جاست که آدم فکر می کنه.
من عاشق تلنگرم.
*********
هیچ نهضت و مکتبی مثل مکتب تشیع در طول تاریخ دچار بحران ها و طوفان های ناگوار نبوده. با این حال استوارتر از همه ی مکتب ها تا به حال حفظ شده و به دست ما رسیده. عوامل مهمی باعث شدن که مکتب تشیع، این امانت الهی از این بحران ها به سلامت بیرون بیاد. اول از همه شخصیت خود امیرالمومنین (علیه السلام) و دفاع جانانه ی حضرت زهرا (علیها سلام) و خطبه ی فاطمیه از این عوامل بود. از عوامل بسیار مهم دیگه وجود شیعیانی پاکباخته و فداکار بود که در برهه های حساس بار عظیم حفظ مکتب تشیع رو به دوش کشیدن و بسیاری از اون ها گمنام موندن. یکی از سرآمدان این جمع، جناب مقداد کندی بود؛ نمونه ی کامل تکلیف شناسی و تعهدگرایی. در روایتی از امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل شده که: "کسی که پس از درگذشت پیامبر تا دم مرگ، اندکی تغییر نکرد مقداد بن اسود بود. او پیوسته دست بر قبضه ی شمشیر ایستاده بود و دو چشم خود را به دو چشم امیرالمومنین (علیه السلام) دوخته بود تا هر لحظه که علی امری کند، به جای آورد."حیفم اومد که در روز ولایت، یادی از این یار فداکار امیرالمومنین (که خیلی کم می شناسیم اش) نکنم.
*********
یک سری روایاتی از ائمه معصوم به ما رسیده که از فضایل و ارزش های شیعیان خودشون صحبت می کنن؛ که آدم وقتی این روایات رو می خونه کلی به خودش می باله. واقعا محبت اهل بیت این قدر تاثیر داره؟ اصلا آدم دلش می خواد پرواز کنه. بعد که کلی به خودش افتخار می کنه و خودش رو وسط بهشت تصور می کنه مثلا یه روایتی می خونه که: "شيعيان ما از راه عبادت شناخته مي شوند، آنان اهل تسبيح و ذكرند حتي آن گاه كه ديگران ساكت باشند و نماز گزارانند آن گاه كه ديگران در خوابند و از درون محزونند (دلخوش به دنيا نيستند) آن گاه كه ديگران بر اثر سرگرمي به دنيا فرحناكند ... " (روایت از امام سجاد (علیه السلام) هست) این جاست که حال آدم گرفته می شه. آخه ما دلمون خوش بود که می ریم بهشت، این شرط و شروط دیگه چیه؟فکر کردین چرا ائمه این دو مضمون رو یک جا ذکر نکردن؟ مثلا نگفتن شیعه ما ارزشش اینه، به شرطی که فلان و فلان. من فکر می کنم این بازم از اون هنرهای ائمه معصوم ما هست. به این می گن آموزش عملی خوف و رجاء؛ که فرمودن مومن باید بین خوف و رجاء باشه. هم امیدوار باش که بالاخره به خاطر محبتت یه ارزشی داری، هم این که حواست باشه به این آسونی ها نیست.
*********
این هم موضوع آخر. کتاب "الغدیر" قطعا محکم ترین کتابی هست که در اثبات حقانیت امیرالمومنین نوشته شده. مخالفین ولایت حضرت امیر هم به خوبی این رو می دونن. همین که تا به حال کسی در رد این کتاب اقدامی نکرده نشون می ده که اون ها هم قبولش دارن. اما اخیرا گویا تصمیم گرفتن که با این کتاب مقابله کنن. چه جوری؟می دونیم که الغدیر تماما از منابع اهل سنت جمع آوری شده. حالا برای این که این کتاب رو بی اعتبار کنن اومدن تو چاپ های جدید کتاب های معتبر اهل سنت، اون قسمت هایی رو که توی الغدیر به اون ها استناد شده حذف کردن. توضیحی ندارم بگم. فقط نگاه کنید عمق بغض و کینه رو.
*********
عیدتون مبارک؛ مخصوصا سادات عزیز."الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابی طالب و اولاده المعصومین"
+ نوشته شده توسط جواد نقيزاده در 86/10/08 و ساعت
|
