تبليغاتX
نقطه صفر - حیا عجیب تر است یا بی حیایی؟

داستان‌هایی که از زندگی و سیره‌ی معصومین برای ما نقل شده، سرشار از نکته‌های ریز و پرمعنایی است که به سادگی از کنارشان عبور می‌کنیم و معمولا مورد غفلت واقع می‌شوند. داشتم ماجرای ازدواج حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (علیها سلام) را می‌خواندم. ماجرایی که نمونه‌ی تمام عیار یک سنت اسلامی و الگوی یک ازدواج ناب اسلامی است. گذشته از این‌که بسیاری از رسم و رسومات فعلی ازدواج در جامعه‌ی ما، کوچک‌ترین نسبتی با آن‌چه آن بزرگواران عمل و به آن سفارش کرده‌اند ندارد، نکته‌ی دیگری در جای‌جای این داستان به چشم می‌خورد.

***

حضرت علی (ع) تنها پس از پیش‌دستی دیگران بود که به خواستگاری حضرت زهرا (ع) رفت و پیش از آن شرم، مانع این کار می‌شد.

هنگامی که حضرت خواست برای خواستگاری اقدام کند تا سه بار نزد حضرت رسول (ص) رفت. اما شرم، مانع از آن شد که خواسته‌ی خود را مطرح کند. در مرتبه‌ی سوم، رسول خدا به کمک ایشان آمد و این، راه را برای حضرت علی (ع) هموار کرد و ایشان توانست خواسته‌ی خود را مطرح کند.

پس از خواستگاری علی (ع)، بار دیگر شرم به ایشان اجازه‌ی ماندن در محضر رسول خدا نداد و فورا از حضور ایشان مرخص شد.

وقتی رسول خدا، خواستگاری علی (ع) را با دختر خود فاطمه (ع) در میان گذاشت، ایشان از پاسخ صریح خودداری کرد و از شرم، سکوت کرد. رسول خدا با گفتن تکبیر، اعلام کرد که این سکوت نشانه‌ی رضایت است.

حضرت علی (ع) خود نقل می‌کند که پس از خواستگاری و انجام کارهای اولیه، یک ماه گذشت و من هر روز در نماز رسول خدا شرکت می‌کردم و به خانه‌ی خود برمی‌گشتم و درباره‌ی به خانه بردن فاطمه، هیچ سخنی نگفتم. ]در حقیقت شرم مانع طرح مساله می‌شده است.[

در شب عروسی، رسول خدا به امّ سلمه می‌فرماید: فاطمه را نزد من بیاور. امّ سلمه می‌رود و با فاطمه بازمی‌گردد. فاطمه در حالی نزد پدر آمد که از شدت شرم، عرق کرده بود و کمی می‌لرزید.

]پس از عروسی و به خانه آمدن عروس و داماد[ حضرت علی (ع) می‌گوید: هر دو وارد اتاق شدیم. فاطمه در گوشه‌ای نشست و من نیز کنار وی نشستم. او از من حیا می‌کرد و چشم به زمین دوخته بود. من نیز از او شرم داشتم و چشم بر زمین دوخته بودم.

فردای عروسی حضرت زهرا (ع)، رسول خدا ایشان را نزد خود فراخواند. می‌گویند حضرت زهرا (ع) در حالی خدمت پدر رسید که از شدت حیا، مدهوش و حیران بود.

***

در تمام صحنه‌های ذکر شده یک نکته‌ی مشترک به چشم می‌خورد: شرم و حیا؛ طوری که انسان فکر می‌کند این همه شرم و حیا برای چیست؟ این همه، برای انسان عجیب جلوه می‌کند. و این وقتی است که این صحنه‌ها را مقایسه می‌کنیم با اتفاق‌هایی که امروز و در جامعه‌ی ما به بهانه‌ی ازدواج می‌افتد.

حیا، یکی از موضوعاتی بود که همواره فکر مرا مشغول می‌کرد. حیا چیست؟ چرا این همه درباره‌ی آن سفارش شده است؟ بی‌حیایی چیست؟ حیا، فطری است یا اکتسابی؟ چگونه انسان بی‌حیا می‌شود؟ اگر حیا نباشد، چه اتفاقی برای جامعه‌ی بشری می‌افتد؟

دنبال یک منبع جامع و کامل می‌گشتم که اختصاصا به این موضوع پرداخته باشد. متاسفانه از موضوعاتی بود که مورد غفلت واقع شده است. با این حال کتاب "پژوهشی در فرهنگ حیا" نوشته‌ی عباس پسندیده، در پاسخ به خیلی از سوال‌های بالا کمکم کرد.

و نتیجه: حیا، اگرچه هدف مستقیم تهاجم فرهنگی دشمن هم نباشد، حساس‌ترین و آسیب‌پذیرترین نقطه در مقابل این تهاجم است. بی‌حیایی و بی‌شرمی مساوی است با سقوط اخلاقی جامعه و باید اعتراف کنیم که در این مورد بسیار غفلت کرده‌ایم و بی‌حیایی، خیلی آهسته و بی‌سروصدا در جامعه‌ی ما نفوذ کرده است. و ادامه‌ی این غفلت؛ نمی‌دانم چه خواهد شد. اما همین قدر معلوم است که فاجعه در راه است!

ادامه دارد ...

*** مطالعه ی کتاب معرفی شده، توصیه می شود.

+ نوشته شده توسط جواد نقي‌زاده در 86/09/23 و ساعت |