به نام خدا
حضرت امیر، علیه السلام فرمود: اشخاص را با حق بسنج نه حق را با اشخاص. خود را در بندِ شخصیتها گرفتار نکن.
فرمود حتا من ِ علی را هم با حق بسنجید. ]گرچه ما باور داریم که علی مع الحق و الحق مع علی؛ لن یفترقا ابدا[
و فرمود: این که چه کسی حرفی را زده مهم نیست، بنگرید که چه گفته. ]قریب به مضمون؛ اصل روایت را پیدا نکردم[
و باید اعتراف کنیم که هنوز هم حرف "علی" را نمیفهمند و نمیفهمیم! چرا؟
بزرگانِ ما بزرگ هستند، احترام دارند، نباید به هیچ بهانهای حرمتشان شکسته شود، قبول! اما معصوم که نیستند؛ خط قرمز که نیستند تا نتوان به آنها نزدیک شد، تا هرچه گفتهاند بی چون و چرا پذیرفت. ما عادت کردهایم که هر حرف و نظری را در سایهی شخصیت گویندهاش بررسی کنیم. فلان حرف حق است، چون فلان آیتالله گفته؛ ایشان هم که سالها تفکر و تعمق کرده پس حتما حرفاش حق است. فلان دکتر از اروپا برگشته این نظریه را داده، پس لابد نمیتوان در درستی آن شک کرد. فلان عارفِ سالک این دکان را باز کرده، پس نباید حرمتاش را شکست.
تا یکی حرف نو و متفاوتی میزند، سخنی از یک بزرگ یا مقالهای یا دستخطی از او را بر سرش میکوبیم که احمق! ببین آقای ... چی گفته؟ میدانی ایشان کی هستند؟ کسی نیست بپرسد که از کجا میگویی حرف آقای ... درست است. فقط به این دلیل که بزرگ است؟ با این کار، داریم آن "بزرگ" را تکریم میکنیم یا از نام او استفاده میکنیم تا از ظهور اندیشهای نو جلوگیری کنیم ]که چون مثلا با عادتهای ذهنی ما ناسازگار است[؟
همین قدر کافی است. میترسم بیشتر از این قضیه را باز کنم، آن وقت رفیق شفیقی دوباره توصیه کند که "پوزهبند (!) برگیر و از خودت نظریه نده!"
****************************
این غربیها که بیدین و ملحدشان میدانیم، بعضا عادتهای خوبی دارند که من ِ مسلمان به آنها غبطه میخورم. خط قرمز آنها در راه علم و دانش، فقط خودِ علم است؛ نه فلان عالِم و فلان نظریهی علمی. چه بسا فرضیهای علمی را پس از سالها و قرنها باطل کردهاند و هیچگاه به این فکر نبودهاند که آن را چه کسی مطرح کرده و چه بزرگانی بر اساس آن فرضیه، نظریه دادهاند.
اما بزرگانِ ما! اسطورههایی هستند که نباید به آنها نزدیک شد، روی حرفِ آنان نباید حرف زد. چرا؟ چون بزرگاند. این تعصبِ خشک و متحجرانه، ما را به کجا میکشد؟
ناگفته نماند که این عادتِ خوب، سابقا مال ِ ما مسلمانها بوده. زمانی که سایهی شوم جمود و تعصبِ کلیسا بر اروپا سایه افکنده بود این دانشمندان مسلمان بودند که با بحث و جدل و مناظره، هر روز درهای جدیدی از علم را میگشودند. و البته تاریخ را همه میدانیم که هر چه فضیلت و خصوصیتِ خوب داشتیم غربیها گرفتند و در عوض به ما چه دادند؟
ما برای تشخیص حق و ناحق بهترین معیارها را داریم؛ قرآنِ خدا، کلام معصوم و عقل سلیم که هیچ خدشهای بر آنها وارد نیست. و این با معیار قرار دادن افراد و اشخاص، سازگار نیست. آن وقت هر کس میتواند بزرگی (یا بزرگانی) را برای خودش دست و پا کند و هر جا کم آورد از آنها خرج کند!
--------------------------------------------------------------------------
بحث عرفان را ادامه خواهیم داد. گاهی از این دردلها لازم است و اگر به تلنگر میماند، اول تلنگری است به شخص نویسنده.
سوال: کسی اخیرا با بلاگرد کار نکرده؟ خبر ندارید چرا لینک اضافه نمی کند؟
