اما چرا باز هم حركتي نميشه؟ چرا با وجود “دانستن” عمل نميكنند و نميكنيم؟
اين سوال ميتونه جوابهاي متعددي داشته باشه. اما به نظرم ميرسه كه بهتره فعلا به اين يكي فكر كنيم. رسانهها و تريبونهاي دينمدار و با تفكر ديني، هنوز در مورد وضعيت جامعه احساس خطر نميكنن. اگرچه “خطر” آرام آرام نزديك ميشه، اما هنوز گوشها براي شنيدن صداي پاي او تيز نشده. در ذهن دينمداران جامعهي ما يك اطمينان خاطري نسبت به وضعيت فرهنگي جامعه وجود داره كه از يك باور سنتي سرچشمه ميگيره. دينمداران سنتي و نسلهاي قبل با تكيه بر يك اصل قديمي تقريبا مطمئن هستن كه اتفاق خاصي نميافته (يا اين مملكت صاحب داره) و اين باور متاسفانه به نسل جديد هم منتقل شده.
در جامعهي امروز ما ملاك دينداري افراد به جاي اينكه عملكرد تكتك اونها و در نهايت فضاي اخلاقي جامعه باشه، بيشتر مسائلي سطحي و جريانگونه و به طور اخص مراسمهاي مذهبي (مثل ايام محرم، شبهاي قدر و اعياد مذهبي) هست. واقعيت اينه كه اين مراسمها بيش از اونكه معلول عمق باورهاي ديني مردم باشه، جوي هست كه ناخودآگاه در جامعه ايجاد ميشه و نتيجهي اون هم كوتاهمدت و نهايتا محدود به همان ايام برگزاري مراسمها ميشه. جوي كه حتا بر ميزان جرم و جنايت هم تاثير ميذاره و خب طبيعي هست كه از حيث ارزش اخلاقي قابل توجه نخواهد بود.
*****************
تا جايي كه من اطلاع دارم تا ۶-۷ سال قبل، مراسم اعتكاف تا اين حد مورد توجه نبود و آشنايي جامعه با اين سنت حسنه هم بسيار محدود بود. نميخوام از اين انتقاد كنم كه چرا به يكباره اين موضوع مورد توجه قرار گرفت. اما ميشه از اين انتقاد كرد كه اين توجه ناگهاني به جاي اينكه درست هدايت بشه و تبديل بشه به ابزاري براي ارتقاي سطح اخلاقي جامعه، جو ديگري رو در جامعه ايجاد كرد كه باورهاي ديني رو يك قدم ديگه به سطحي شدن نزديكتر كرد. كساني كه اعتكاف رفتن حتما ادعاي بنده رو قبول ميكنن كه محيط اعتكاف بيشتر از اونكه محفل دعا و مناجات و خلوت با خدا باشه، محلي هست براي گپ زدن و درددل كردن و خداي ناكرده گناهي هم در اين ميان مرتكب شدن.
قبلا هم گفته بودم كه با برخي برنامههاي مذهبي كه با پسوند “وبلاگنويسان” برگزار ميشه مخالف هستم. اعتكاف وبلاگنويسان از سال قبل پايهگذاري شد و امسال هم ادامه داره. اشكال من و ديگر منتقدان اين طرح (تا جايي كه خبر دارم) به اين نكته هست كه با برگزاري اين برنامه و برنامههاي مشابه ديگر، فسلفهي اصلي برگزاري اونها زير سوال ميره. مثلا اعتكافي كه قرار هست فرصتي باشه براي بريدن از تعلقات دنيايي و ارتباطات روزمره، تبديل ميشه به فرصتي براي آشنا شدن با دوستان تازه و طبيعتا سه روز هم براي اين آشنايي كم هست. بنابراين نه تنها ما ارتباطات خودمون رو قطع نكرديم كه پررنگتر هم كرديم.
******************
امسال “اعتكاف” قسمت ما نشد؛ مثل همهي سالهاي قبل. اگر رفتيد ما رو هم دعا كنيد.
