مقدمه
وزير محترم كشور بعد از حدود يك ماه سر كار گذاشتن ملت، اعتراف كرد كه ازدواح موقت شرايط خاصي ميخواد و فعلا امكان ترويج اون نيست! خب برادر من، اين رو از همان اول ميگفتي كه ملت اینقدر به پر و پاچهی هم نپیچند.
تجربه نشون داده كه در مقابل يك عمل احساسي، عكسالعملها نيز احساسيه. بحث ترويج ازدواج موقت چون خيلي غيرمنطقي و احساسي مطرح شد، واكنشهاي جامعه نسبت به اون هم احساسي بود. مخالفان (و نه منتقدان (اکثریت مطلق خانمها!!)) با بهانههاي متعدد بجا و بيجا، خشم خودشون رو ابراز كردند و هرچه فرياد داشتند بر سر آقايون كشيدند و موافقان (بعضي آقايون!) هم كه انگار وزير كشور از دل اونها خبر داده بود، سكوت رو بر همه چيز ترجيح دادند كه همانا سكوت علامت رضاست!
شاید کاملترین پروندهی این موضوع رو همشهری جوان تهیه کرد که به جز یادداشتهای نویسندگانش، اصل پرونده حرف خاصی برای گفتن نداشت. ضمن اینکه با همون پیشفرضهای غلط جامعه به قضیه نگاه کرده بود، بیشتر مطالبش هم به مصاحبه از افراد عادی مربوط میشد.
قبل از پرداختن به اصل مطلب، بهتره یک سوال بپرسم. قبلا موضع خودم رو اعلام کنم که خدای ناکرده قضاوت نابجا نکنید: من با ترویج ازدواج موقت مخالفم (مُ خا لِ فَم).
یک سوال
اگه من شدیدا تشنه باشم و در موقعیتی قرار بگیرم که دسترسی به آب مشکل هست، خیلی راحت میتونم تشنگی رو تحمل کنم و اگه هم مقدار کمی آب پیدا شد میتونم با همون مقدار خیلی کم تشنگیمو برطرف کنم. اما اگه در همون حالت به یک چشمهی آب خنک دست پیدا کنم یا یک پارچ آب خنک بهم بدن، تا جا دارم میخورم. بعدش هم تازه ممکنه احساس رفع تشنگی نکنم.
امیال انسان وقتی در محیط عرضه قرار میگیرن حریصتر میشن. غریزهی جنسی یک میل طبیعی مثل احساس تشنگی است و حتا در مقابل امیال غریزی دیگه، به جهت نقش اون در تولید مثل، ثبات خانواده و تحکیم رابطهی عاطفی، ارزشمند هم هست.
کسی که انکار کنه جامعهی جوان ما دچار یک بحران عمیق عاطفی و جنسی هست فقط صورت مساله رو پاک کرده. عوامل تحریک کننده، از هر طرف جوان ما رو احاطه کرده؛ ماهواره، اینترنت، انواع سیدیها، وضع ظاهری جامعه، فاصلهی سن بلوغ و ازدواج و … و … و … . این محرکها میتونه میل جنسی رو از حالت طبیعی خارج کنه و عامل یک بحران بزرگ بشه. جوانی که در این شرایط قرار داره و (طبیعتا) نمیتونه خودش رو کنترل کنه چه باید بکنه؟
۱) یا بیخیال اعتقاد و این حرفا میشه و از انواع راهها خودش رو ارضا میکنه که نتیجهش میشه لاابالیگری و بیبندوباری.
۲) یا نمیخواد توی گناه بیفته و امکان ازدواج هم نداره. تنها چارهی او اینه که یا میل خودش رو سرکوب کنه (چیزی که ما بهش میگیم تقوا؛ تقوای زورکی) یا روی بیاره به “خودارضایی” که نتیجتا هر دو زیانهای جبرانناپذیر روحی و جسمی رو به دنبال داره.
من از مخالفان ازدواج موقت و به خصوص از نسلهای قبل از خودمون (که تا لب تر میکردن، بزرگترها براشون آستین بالا میزدن) میپرسم: آیا ازدواج موقت نمیتونه راه حلی باشه برای این بحران بزرگ؟ البته اگه بحران رو قبول دارید.
راهکار خطرناک
چرا میترسیم بگیم که فلسفهی ازدواج موقت، ارضای غریزهی جنسی هست؟ اونوقت میگن عجب مسلمونهای شهوتپرستی هستیم؟ اصلا متعه یعنی چی؟ یعنی بهره بردن.
ازدواج موقت، نه تنها یک راهکار مترقی که بدون شک شاهکار شرع مقدس اسلام هست. باید افتخار کنیم که دین ما چنین ابزاری رو قرار داده که بندگان خدا مجبور به معصیت نشن. مخالفان اصل ازدواج موقت، طوری استدلال میکنن که نعوذ بالله اسلام خیلی بیجا کرده چنین حکمی رو گذاشته.
ازدواج موقت میتونه بخشی از سلامت اخلاقی جامعه رو تضمین کنه. اما چرا راهکار خطرناک؟ چون باب سوءاستفاده از این حکم، به شدت باز هست. همچنانکه تا به حال هم از این سوءاستفادهها کم اتفاق نیفتاده. بنابراین با یک موضوع حساس طرف هستیم که هم میتونه مفید باشه و هم مضرّ. (البته این به جامعه برمیگرده نه خود ازدواج موقت)
سیاسی یا غیرسیاسی؟
ازدواج موقت از همون صدر اسلام که توسط خلیفهی دوم تحریم شد، در کنار جنبهی فقهی، یک جنبهی سیاسی هم به خودش گرفت و البته رفته رفته این جنبهی سیاسی پررنگتر شد. ما مسئولیت این موضوع رو برعهدهی “علمای دین” میدونیم. جامعهی امروز ما اگه دیدش نسبت به این موضوع، به شدت منفی هست و از طرفی یک مسئول سیاسی این موضوع رو مطرح میکنه نشون میده که قبلا در تبیین این موضوع برای عامهی مردم کوتاهی شده. کاری که دانشمندان علوم اسلامی باید انجام میدادن.
دولت چه کاره است؟
با توجه به بند فوق معلوم میشود که: تقریبا هیچکاره! مگر در مرحلهی اجرا که برخی قوانین نیازمند تصویب دولت هست. در ترویج و تبیین موضوع و تغییر دید جامعه، دولت نمیتونه و نباید نقشی داشته باشه.
چه کسانی مخالفند؟
یک. فمینیستها و سکولارها که اصولا نه با ازدواج موقت به عنوان “ازدواج موقت” که به عنوان “یک حکم اسلامی” مخالفند. همچنان که با احکام دیگر اسلام هم مخالفند.
دو. تقریبا همهی خانمهای مسلمان مخصوصا دختران مجرد.سه. عدهی قلیلی از آقایان که مخالفت آنها هم بیشتر جنبهی سیاسی داره.
البته علت اینکه چرا آقایون کمتر از خانمها مخالفت میکنن، دلیل خاصی داره که هرکی خواست خصوصی به خودش میگم!!!
بهانههای مخالفان
آیا دختران موجوداتی هستند فاقد اختیار که ازدواج موقت با سرنوشت آنها بازی میکند؟ آیا دختران خیلی زود فریب میخورند؟ آیا دختران نمیتوانند خوب یا بد را تشخیص دهند؟ آیا ازدواج موقت دختران را بازیچه قرار میدهد؟
آیا مردان ازدواج موقت را اختراع کردهاند که خودشان کیف کنند؟ آیا مردان موجودات چهارپایی هستند که فکر و ذکرشان شکم و پایینتر از آن میباشد؟ آیا مردان از رحم و عاطفه بویی نبردهاند و خیلی سنگدل میباشند؟
آیا ازدواج موقت فساد و فحشا را گسترش میدهد؟ آیا ازدواج موقت باعث عمومی شدن روابط جنسی میشود؟
آیا نیاز جنسی یک نیاز کاذب و دست دوم است که نباید به آن اهمیتی داد؟ آیا غلط میکند کسی که از رابطهی جنسی حرف میزند؟
آیا ازدواج موقت بچههای بیپدر را روی دست جامعه میگذارد؟ آیا ازدواج موقت، دختران را در خانواده محدودتر میکند؟ آیا ازدواج دائم باید سادهتر بشود؟ (چه کسی سادهتر کنه؟)
آیا ازدواج موقت همان کلاه شرعی روی سر فساد است؟
از نظر مخالفان ازدواج موقت جواب همهی سوالهای بالا مثبت است! اما واقعیت اینه که همهی اینها بهانه است. جواب همهی سوالهای بالا “منفی” هست؛ “نه”.
چرا نباید ترویج شود؟
خیلی ساده است. یک دلیل بیشتر ندارد. نمیدونم چطور بعضیها فکر میکنن دویست تا دلیل میشه برشمرد. تنها دلیلش اینه: “جامعهی ما ازدواج موقت را نمیشناسد.” والسلام.
پس کی باید ترویج شود؟
وقتی که متعه غولی نباشه در ذهن زنان جامعه؛وقتی که مردان در سایهی متعه، به هوسرانی نپردازن؛
وقتی که پسر همونطور که به خودش حق میده از سر ناچاری قبل از ازدواج متعه کنه، این حق رو برای دختر هم قائل باشه؛
وقتی که برای دختر و پسر مهم نباشه که طرفشون قبل از ازدواج چه روابطی (البته مشروع) داشته؛
وقتی که مطمئن باشیم متعه جایگزین ازدواج دایم نمیشه؛
وقتی که وضعیت اخلاقی جامعه به حدی برسه که متعه، فقط ابزاری باشه برای گناه نکردن؛
و مهمتر از همه: وقتی که کمی تمرین کنیم بندگی کردن رو؛ سر سپردن رو؛ بهانه نیاوردن رو؛ درست دیدن رو؛ درست فهمیدن رو؛ و خیلی چیزهای دیگه.پس هنوز خیلی راه داریم که “متعه ترویج بشه”.
داروی مسکّن
متعه یک داروی آرامبخش هست و هیچ وقت نمیتونه درمان قطعی باشه. درمان قطعی همون ازدواج هست. البته مخالفان اینجا هم یه ایرادی رو وارد میکنن که چرا به جای ازدواج موقت، سعی نمیکنید ازدواج دایم رو سادهتر کنید؟ این شبیه همون بهانهای هست که در بحث مبارزه با بیحجابی مطرح میشد که چرا به جای این برنامهها، کار فرهنگی نمیکنید؟ ما هم که میدونید، از بیخ و بن با این بهانهگیریها مشکل داریم.
حرف آخر:
اصل در احکام اسلامی حفظ بنیان خانواده هست. طلاق، حلالی است که مورد نفرت خداوند قرار گرفته؛ چون خانواده رو متلاشی میکنه. بنابراین هر عملی (حتا حلال) که باعث بشه ستون خانواده ترک برداره، قبیح و مورد نفرت هست. ازدواج موقت وقتی میتونه راهکار باشه که کوچکترین خطری برای خانواده نداشته باشه. اصل و مرز و حد = خانواده.
پینوشت: در چهار پست این وبلاگ، به برخی شبهات در مورد ازدواج موقت پاسخ داده شده. گرچه من هم با بعضیهاش موافق نیستم، اما خوندن اون رو توصیه میکنم. (۱ و ۲ و ۳ و ۴)
