... وارد شدند و سلام كردند و گفتند: از ما راضي باش، خدا از تو راضي باشد.
فرمود: چه چيزي شما را وادار به اين كار كرده است؟
گفتند: ما به بدي خود اعتراف ميكنيم و اميدواريم ما را ببخشي و كينهي ما را از دل بيرون آري.
فرمود: اگر راست ميگوييد، خبر دهيد مرا دربارهي آنچه از شما ميپرسم. چرا كه ميدانيد آنچه را كه سوال ميكنم. اگر راست بگوييد خواهم دانست كه در آمدنتان راستگفتاريد.
گفتند: هرچه ميخواهي سوال كن.
فرمود: شما را به خدا، آيا از پيامبر نشنيديد كه ميفرمود: "فاطمه، پارهي تن من است؛ هركس او را اذيت كند مرا اذيت كرده است"؟
گفتند: آري، شنيدهايم.
پس دستها را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود: "خدايا اين دو مرا اذيت كردند. من شكايت اين دو را به پيشگاه تو و پيامبرت مينمايم. نه، به خدا قسم كه هرگز از شما راضي نميشوم تا پدرم را ملاقات كنم و از آنچه انجام داديد به او خبر دهم، تا دربارهي شما حكم كند."
كتاب سليم
