تبليغاتX
نقطه صفر - جز یک تبسم

از ام جعفر بنت محمد بن جعفر نقل شده:

«ان فاطمة بنت رسول‏الله (ص) قالت: يا اسماء! اني قد استقبحت مايصنع بالنساء. ان يطرح على المراة الثوب فيصفها، فقالت اسماء: يا ابنة رسول الله! الا اريك شيئا رايته بالحبشة؟ فدعت‏بجرائد رطبة فحنتها ثم طرحت عليها ثوبا. فقالت فاطمة: مااحسن هذا و اجمله! تعرف به المراة من الرجل. فاذا مت انا فاغسليني انت و على و لا يدخل على احد. فلما توفيت غسلها علي و اسماء رضى‏الله تعالى عنهم; (1)

فاطمه به اسماء بنت عميس فرمود: اى اسماء! من اين را كه نسبت به بانوان انجام مى‏شود و [در مراسم بعد از مرگ تنها] پارچه‏اى روى‏جنازه‌ي زن مى‏اندازند و در نتيجه پوشش لازم را ندارد و جسد نمايان است، ناروا شمرده و نمى‏پسندم. اسماء گفت: اى دختر رسول خدا! آيا چيزى را كه در سرزمين حبشه ديدم به شما نشان دهم؟ پس از آن، اسماء چوب‌هاى ترى را فراهم ساخت، آن‌ها را خم كرد، سپس پارچه‏اى روى آن‌ها انداخت [و تابوتى ساخت]. فاطمه فرمود: چه‌قدر اين خوب و زيباست! چرا كه به واسطه‌ي آن، زن از مرد باز شناخته مى‏شود (در نتيجه، نسبت به شؤون جنازه‌ي زن رعايت لازم صورت خواهد گرفت). پس آن‌گاه كه من جان سپردم، تو و على مرا غسل‏دهيد و هيچ كس ديگر بر من وارد نشود. زمانى كه رحلت كرد، على‏و اسماء او را غسل دادند.

همين مضمون را دولابى، از محدثان اهل سنت، ذكر نموده و سپس‏افزوده است:

«و ما رئيت متبسمة - يعنى بعد النبى(ص) - الا يومئذ; (2). »

«بعد از پيامبر اكرم (ص) هيچ گاه با تبسم ديده نشد مگر آن روز كه اسماء آن تابوت را ساخت و نشان او داد».

1) حلية‏الاولياء و طبقات‏الاصفياء، ج‏2، ص‏43.

2) ذخائرالعقبى، ص‏53.

منبع: www.al-shia.com

+ نوشته شده توسط جواد نقي‌زاده در 86/03/25 و ساعت |