از ام جعفر بنت محمد بن جعفر نقل شده:
«ان فاطمة بنت رسولالله (ص) قالت: يا اسماء! اني قد استقبحت مايصنع بالنساء. ان يطرح على المراة الثوب فيصفها، فقالت اسماء: يا ابنة رسول الله! الا اريك شيئا رايته بالحبشة؟ فدعتبجرائد رطبة فحنتها ثم طرحت عليها ثوبا. فقالت فاطمة: مااحسن هذا و اجمله! تعرف به المراة من الرجل. فاذا مت انا فاغسليني انت و على و لا يدخل على احد. فلما توفيت غسلها علي و اسماء رضىالله تعالى عنهم; (1).»
فاطمه به اسماء بنت عميس فرمود: اى اسماء! من اين را كه نسبت به بانوان انجام مىشود و [در مراسم بعد از مرگ تنها] پارچهاى روىجنازهي زن مىاندازند و در نتيجه پوشش لازم را ندارد و جسد نمايان است، ناروا شمرده و نمىپسندم. اسماء گفت: اى دختر رسول خدا! آيا چيزى را كه در سرزمين حبشه ديدم به شما نشان دهم؟ پس از آن، اسماء چوبهاى ترى را فراهم ساخت، آنها را خم كرد، سپس پارچهاى روى آنها انداخت [و تابوتى ساخت]. فاطمه فرمود: چهقدر اين خوب و زيباست! چرا كه به واسطهي آن، زن از مرد باز شناخته مىشود (در نتيجه، نسبت به شؤون جنازهي زن رعايت لازم صورت خواهد گرفت). پس آنگاه كه من جان سپردم، تو و على مرا غسلدهيد و هيچ كس ديگر بر من وارد نشود. زمانى كه رحلت كرد، علىو اسماء او را غسل دادند.
همين مضمون را دولابى، از محدثان اهل سنت، ذكر نموده و سپسافزوده است:
«و ما رئيت متبسمة - يعنى بعد النبى(ص) - الا يومئذ; (2). »
«بعد از پيامبر اكرم (ص) هيچ گاه با تبسم ديده نشد مگر آن روز كه اسماء آن تابوت را ساخت و نشان او داد».
1) حليةالاولياء و طبقاتالاصفياء، ج2، ص43.
2) ذخائرالعقبى، ص53.
منبع: www.al-shia.com
