به بهانهي حادثهي چند روز قبل ِ خيابان هفت تير
* * *
چند شب پيش تلويزيون گزارشي تهيه كرده بود از طرح جديد پليس. دختر 13 ساله، در حضور اوباشي كه به او تعرض كرده بودن داشت ماجرا رو شرح ميداد. لرزش صداي دخترك تا چند دقيقه گيجم كرده بود. الان هم كه به يادش ميافتم تنم ميلرزه. اون وقت با اين آدمهاي گرگصفت چه كار بايد كرد؟ واقعا كشته شدن براي اونها كافيه؟ حيف نيست كه يكبار كشته بشن؟
اين روشنفكرهاي قلابي ميتونن حال اون دخترك رو تصور كنن؟ ميتونن بفهمن كه چه بر سر زندگياش اومده؟
نميتونن. اگه ميتونستن، سنگ اراذل و اوباش قمهكش رو فقط به خاطر اينكه مخالفتي كرده باشن با پليس، به سينه نميزدن! تف به غيرتتون!
* * *
من از رفتارهاي دوگانه متنفرم. از اينكه در مقابل يك اتفاقي فرياد بزني و در مقابل اتفاق مشابه اون، سكوت كني فقط به خاطر اينكه به نفع تو نبوده.
از اينكه غصهي چند تار موي دختران هنجارشكن رو بخوري، اما رگ غيرتات در مقابل تعرض به ناموس مردم نجنبه، متنفرم.
از اين كه همصدا بشي با همون روشنفكرهاي مذكور و اعتراض كني به دستگيري همونهايي كه مزاحم آرامش دختران و زنان اين كشورند و اونوقت ادعاي دفاع از حقوق زنان رو داشته باشي.
* * *
گفتم كه از رفتارهاي دوگانه متنفرم. از عكسالعمل كساني كه استاد هرزهي دانشگاه رو تا مرز تكفير بردن اما اينجا سكوت كردن هم متنفرم. قصدم مقايسهي اين دو اتفاق نيست كه هنوز هم به نظر من اون اولي بزرگتر بود. اما آيا اين حادثهاي كه رخ داده، شايستهي يك اعتراض خشك و خالي هم نبود؟
* * *
از اينكه از پليس حمايت كرده بودم شرمنده نيستم. هنوز هم حمايت ميكنم. اما اينبار اشتباه كردند. بدجور هم اشتباه كردند. به خاطر اين اشتباهشون بايد جواب پس بدن. بايد اعتراف كنن كه اشتباه كردن.
من اعتراض ميكنم؛ اما نه به خاطر اينكه دعوت كردن اعتراض كنيم كه مدتهاست به رياكاري اين جماعت روشنفكر پي بردم. اعتراض ميكنم فقط به خاطر اينكه "حق را بگو، هر چند به زيان تو باشد"؛ به خاطر اينكه نميخوام رفتارم دوگانه باشه.
پينوشت:
اين جماعت فمينيست نشون دادن كه ميتونن براي اثبات خودشون هر كاري بكنن. نميدونم، شايد هم راست ميگن. اما آدم نبايد تعجب كنه كه چهطور دوربين فيلمبرداري اونجا حاضر بوده و از تمام ماجرا فيلم برداشته كه ماهوارهها پخش كنن؟ شايد از قبل ميدونستن؛ شايد هم نميدونستن. شايد اتفاقي بوده!
