خب به طور اجمالي با پانتركيسم آشنا شديم و دونستيم كه بارزترين مشخصهي اين جريان، تمايلات الحاقگرايانهي اون هست. اصل جريان پانتركيسم در تركيه شكل گرفته ولي طرفداران اين جنبش، امروزه بيشتر در جمهوري آذربايجان ديده ميشن و در مناطق تركنشين ايران هم رگههايي افراطي اين جريان رو ميشه مشاهده كرد. جريان پانتركيسم و به ويژه شاخهي ايراني اون چند ويژگي خاص داره كه مختصراً به اونها اشاره ميكنيم:
يك: فقدان پشتوانهي فكري و علمي
همونطور كه در مطلب پيش هم اشاره شد جريانهاي الحاقگرا، بعد از ظهور به خاطر زيادهروي در خواستههاشون تبديل به جريانهاي رومانتيك و آرمانخواه شدن. پانتركيستها بسيار آرمانخواهانه و رويايي فكر ميكنن و در پس اين افكار، منطقي كه بتونه از اونها پشتيباني كنه و در ضمن واقعيات سياسي و اجتماعي رو هم در نظر داشته باشه و بتونه اوضاع رو تحليل كنه وجود نداره. براي همين حتا خود پانتركيستها هم در تحقق آرمانهاشون شك دارن.
دو: وابستگي به خارج
اتاق فرمان جريان پانتركيسم در خارج از مرزهاي ايران قرار داره؛ چه از نظر مديريت و چه از نظر تبليغات رسانهاي. حاميان اصلي اين جريان اغلب در كشورهايي مثل جمهوري آذربايجان و كشورهاي اروپايي سكونت دارن. تبليغات رسانهاي اين جريان هم بر عهدهي تلويزيونهاي ماهوارهايه. مثلا حوادث سال گذشته از طرف يك شبكهي وابسته به جمهوري آذربايجان (GunAzTV) تبليغ و حمايت ميشد.
سه: احساسات، سلاح جنبش پانتركيسم
مهمترين ابزار جريان پانتركيسم، تحريك احساسات قومي در افراد هست. هيچگاه از سوي اين جنبش، تجمعي آرام شكل نگرفته. هرگاه كه طرفداران پانتركيسم خواستن اعتراضي بكنن، كار به خون و خونريزي كشيده. جالبه كه سردمداران اين جنبش در اطلاعيههاي خودشون مدام تاكيد ميكنن كه ما از خرابكاري بيزاريم و تاييد نميكنيم، اما در واقع هدايت كنندهي اصلي خرابكاريها خودشون هستن.
نمونهي بارز اين خرابكاريها، حوادث خرداد 85 بود كه تحريك احساسات مردم نه تنها مشكلي رو حل نكرد و صداي مردم تُرك رو به جايي نرسوند كه كلي هم خسارت مالي و بل جاني روي دست خود تُركها گذاشت. آخرش هم عامل همهي فتنهها رفت خارج تا كيفش رو بكنه و چند ماه بعد هم روزنامهي ايران مثل شاخ شمشاد رفت روي پيشخوان.
پنج: توهم محبوبيت
رهبران اين جنبش به طرز خفني خيال ميكنن كه همهي تُركهاي ايران و بلكه جهان طرفدار اونها هستن و مخالفين خودشون رو عدهي اندكي از مزدوران رژيم ميدونن. اما با اين حال، هيچ گاه اين فرصت دست نداده كه اينها خودشون رو در معرض انتخاب عموم قرار بدن تا معلوم بشه كه اوضاع همون جور هست كه خيال ميكنن يا نه.
جالب اينجاست كه پانتركيستها عقيده دارن بيشتر از نصف جمعيت ايران، تُرك هستن و هميشه در بيانيههاي اونها ميشه عبارت "35 ميليون تُرك" رو ديد.
شش: استفاده ابزاري از قهرمانان ملي
قهرمانان پانتركيسم ايراني، افرادي مثل بابك خرمدين و ستارخان هستن. در حالي كه هيچيك از اين افراد كوچكترين نسبتي با اهداف و آرمانهاي اين جنبش ندارن. بابك خرمدين فردي بود كه در زمان حكومت بنيعباس قيام كرد. يعني زماني كه هيچ جنبشي به اين شكل وجود نداشت. ستارخان هم يكي از سرداران مشروطه بود كه اگر فرض كنيم انديشههاي الحاقگرايانه هم داشته است، زماني كه حكومت ايران درگير منازعات مختلف بوده و كشور دچار هرج و مرج شده بود موقعيت مناسبي داشت تا يك قيام جداييطلب راه بندازه. اما او حتا قصد چنين كاري رو هم نداشت.
هفت: پانتركيستها و تمدن باستاني ايران (پارس(
بزرگترين دشمن تُركها به اعتقاد پانتُركيستها، شوونيستهاي فارس و داشناكهاي ارمني هستن. پانتُركيسم دشمني عجيبي با تمدن باستاني ايران داره. همونقدر كه باستانگرايان ايراني پادشاهان اين تمدن مثل كوروش رو تقديس ميكنن، پانتركيستها به همون اندازه در جهت تخريب چهرهي اونها تلاش ميكنن. پانتركيستها عقيده دارن كه پارسها عامل ظلم و ستم عليه قوم تُرك در طول تاريخ بودن. اونها همچنين با سلطنتطلبان، اختلاف بسيار شديدي دارن و در دوران معاصر هم خاندان پهلوي رو نماد ظلم و ستم عليه تُركها ميدونن.
هشت: سطحينگري
اين ويژگي به نوعي به ويژگي اول ربط داره. پانتركيستها از هر بهانهاي براي موجه جلوه دادن اهداف خودشون استفاده ميكنن. به اعتقاد من، حوادث سال گذشته در مقابل كاري كه انجام شده بود (كاريكاتور) هم ناشي از سطحينگري تُركهاي افراطي بود. آخرين مورد اين ويژگي هم در جريان چاپ اسكناسهاي 5 هزار تومني بود كه بازاريهاي تبريز اون رو تحريم كرده بودن و حتما متوجه شديد كه به خاطر كلمهي "پارس" بوده.
==================================
همونطور كه در مطلب قبلي اشاره شد در مقابل جريانهاي پانتُركيسم و پانعربيسم، جرياني ظهور كرد كه انديشههاي باستانگرايانه داشت (پانايرانيسم) و هدف او مقابله با دعاوي الحاقگرايانهي دو جريان مذكور بود. جريان پانايرانيسم در حالي كه ابتدا موضع تهاجمي نداشت، اما به خاطر افراط در انديشههاي باستانگرايانه و تلاش براي زدودن هرگونه آثار غير باستاني، به شكل جريانهاي "پان" دراومد.
انشالله اگه فرصتي باشه و حوصلهاي، قبل از اسبابكشي مختصري هم در مورد پانايرانيسم صحبت خواهيم كرد.
درخواست مجدد: وبلاگ خلوت انس ميخواد اسمشو عوض كنه، جاش رو هم همينطور. به نظرتون چه اسمي (به غير از اسم فعلي) براش مناسبه؟
